در جامعهی جهاني بيش از انتشار خبر اكتشاف و بيش از هر چيز، خبر واكنش ناگهاني قسمتي از آدمها ، كه حدود 60% جمعيت كل زمين يا بهتر بگويم 60% جمعيت آن قسمت از زمين كه از تمدن رسانهاي برخوردار بودند ، سوأل برانگيزتر و اعجابآورتر از خبر ِاصلي بود ؛ واكنشي كه طيّ آن شخص بعد از مطّلع شدن و اطمينان از صحّت وغير قابل فريب بودنش با آن روبهرو ميشد ، سوزش شديد در مخاط ِبيني بود و خيره شدن به يك نقطه و سرازير شدن چند قطره اشك از چشمان كه بعدها در رسانهها به « اشك ماموت » شهرت يافت .
« زندگي در اعماق » « كشف قرن » « كشف زندگي » « فسيل زنده » و ... و هر تيتر ديگري براي اين كشف، بسيار الکن و ناكافي مينمود . چون هيچكدام حامل پيام ِكشف ِيك ماموت در عمق 500 متری يخهاي جنوب قطب ِشمال و تاثيرات فراگير آن نبود . خبر ابتدا از يك شبكهی محلي از تلويزيون ِدولتي ِشهرستان كورتانف در قسمت ِمركزي سيبري پخش شد و به سراغ گروه تحقيقاتي فنلاندي رفتند كه طبق قراردادشان با دولت روسيه بايد بلافاصله بعد از كشف نفت خام و يا هر چيز ديگري به سرعت مقامات آن منطقه را مطلع میکردند . اما مهندسين ِدستگاه حفاري متوجّه نبودند كه منظور از مقامات آن منطقه قطعاً تلويزيون محلي نيست كه خبر پيدا شدن يك فسيل با نسج ارتجاعي و سالم را به صورت زنده روي آنتن مردم آن حوالي فرستاد و ديگر امكاني در اختيار دولت نبود كه خبر كشف اين فسيل بزرگ پشمالو به جرم 3 تن و حجم يك برفروب ( Caterpillar ) را براي مدتي، حداقل تا قبل از مطلّع شدن ِدولتمردان ِمسکو پوشيده نگهدارد تا تكليف مشخص شود . انعكاس ِامواج مكانيكي Super phonic وقتي از عمق 100 متر دريافت ميشد ، روشن مينمود كه در عمق ِحدود 500 متري با حجمي برخورد خواهند كرد كه نميتواند از جنس يخ يا سنگ و يا هر مادّهی احتمالي ِدیگری باشد و به ناچار اين آزمايش را تا عمق 400 متر بارها امتحان كردند و دريافتكنندهها هر بار شكل كاملتري از اين فسيل ارائه ميدهند . امّا دانشمندان ِزمينشناسي ناباورتر از اين بودند كه احتمال بدهند در 7 روز آتي با يك فسيل ِسالم از 150 ميليون سال پيش برخورد كنند . امّا با اين فكركه شايد با شهاب سنگي از دوران ِقبل از تاريخ روبهروشوند ( با اين تصوّر خوشبينانه كه دستگاههاي رمزگشا اشتباه كردهاند ) كندن ِحفره را به قطر 10 متر ادامه دادند و دوربين با اين تمهيد توانسته بود به شيوهی زنده ، بالا كشيدن ِاين فسيل را با عاجهاي سالم و زردش ضبط كند . اولين واكنش ِرسمي ِدولتي به اين كشف توسّط ِنزديكترين پادگان آن منطقه يعني پادگان پاباخوف اعمال شد و نيروهاي ارتشي و امنيّتي منطقه را محاصرهای زمينی کردند و حدود 3 ساعت بعد به مردم آن منطقه و آن شركت حفاري – تحقيقاتي اعلام شد در محاصره هستند . اين عكسالعمل اصلاً افراطي نبود . چون مردم ِعادي
از يك سو و كارچاقكنها و دلّالان و خبرنگاران خبرگزاريهاي دنيا حدود 6 ساعت بعد از اعلام اين خبر طوري آنجا جمع شدند كه حدود بيش از 2500 نفر پرسنل نظامي اعزامي به آنجا همچون زحلی بودند محصور شده در مركز ِحلقههايش . موزهی تاريخ ِطبيعي ِنيويورك به سرعت مبلغ 150ميليون دلار را به طور ِرسمي پیشنهاد کرد . اين بالاترين قيمتي بود كه تا كنون بابت ِخريد ِيك فسيل پيشنهاد ميشد . البتّه رایزنيها با كرملين زودتر و به صورت ِپشتپرده شروع شده بود . مسكو پیشنهاد ِهمين مبلغ را که فقط بابت عاجها از جانب ِشيخالشيوخ ِامارات رسیده بود ، رد كرده بود . تا ساعت 8 شب به وقت روستاي تاميت كه البته هنوز 3 روز ديگر تا رسيدن شب 2 ساعتهی آن منطقه مانده بود ، همهی سايتهاي خبري و حدود 200 كشور از 208 كشور موجود كه داراي رسانهی تصويري هستند ، اين خبر را پوشش داده بودند كه افكار ِعمومي را بيشتر از بحران عراق و خطر هستهای ِكره و يا تحريم ايران به خود مشغول كرده بو د . حتّي گرسنههاي آفريقا با اينكه نميدانستند ماموت چيست ، شيفتهی اين خبر شده بودند . در همان حال 28 دولت براي همكاريهاي علمي با دولت روسيه و فنلاند اعلام آمادگي ميكردند . رئيسجمهور پوتين شخصاً از آن ماموت ديدار به عمل آورد . درست هنگامي كه داشت از آن پیکر ِنیمهیخی دور ميشد ، همهی 5000 نفر ِموجود در يك لحظهی طولاني متوجّهی تحرّک ِيك نقطه شدند که چیزی نبود جز حركت ِجزئي ِدم اين حيوان منجمد . خبر به سرعت انتقال يافت و اشك ِماموت از چشمان ِحدود 60% از جمعيّت ِجهان يا همان 60% مردمي که از تمدّن ِرسانهاي برخوردار بودند ، سرازير شد .
تا فرداي آن روز حدود 000/70 نفر در آن نقطه با كمك دولت اسكان پيدا كرده بودند و نژادشناسان ِاسرائيلي براي نمونهبرداري به آنجا دعوت شده بودند كه يك نفر از آنها به اتّهام جاسوسي در فرودگاه مسكو جا ماند . ديرينهشناسان ِايتاليايي پيشنهاد داده بودند بهتر است اوّلين چيزي كه اين موجود بعد از هوشياري ميبينند، انبوه مردم و دستگاهها و ماشينهاي نظامي نباشد . بزرگترين چادر ِپلاستيكي اتوماتيك كه مساحتي حدود يك زمين فوتبال در خود جاي ميداد ، از پكن رسيد . يك كاميونت سفيد و عدّهی محدودي از متخصّصين و محافظين تنها همراهان ِماموت بودند که در اين چادر ِنايلوني به سر میبردند . در دنياي اطراف ِاين چادر يعني خيلي دورتر از آن ، عدّهاي خواننده به اين فكر افتاده بودند ترانهاي به مناسبت کشف ِماموت به طور مشترك با هم اجرا كنند . به اين ترتيب کریسدیبرگ نمايندهی تمدّن آنگلوساكسون شد و تائوچون از چين ، مراكان از هند ، خالد از عربها و به عنوان نوازنده هم يك سرخپوست و يك سياهپوست از طرف سايتهاي نظرسنجي با بيشترين رأي براي نمايندگي ِتمدّنهاي پرجمعيّت انتخاب شدند تا براي ايجاد نزديكي و همپيماني ميان جامعهی جهاني خوانده شود كه با مضموني از عشق و برادري و ... به زبان ِانگليسي اجرا شد و عوايد حاصل از فروش آن كه پرفروشترين تراك ِموسيقي در دوران ِمعاصر است صرف ِسير كردن گرسنگان آفريقا ميشود . لباسهايي به شكل ماموت و يا همراه طرحهايي از آن تقريباً همهی دنيا را پر كرد و حتی سیاستمداران بلندپایهی کشورها در این کارناوال ِعمومی شرکت جستند و اوّلين بار صدراعظم آلمان خانم ِمركل با پالتويي شبيه پوست ِماموت در كنفرانس مطبوعاتي مربوط به همايش ِحزب مطبوعش ظاهر شد . از آن زمان كه حركت ِلحظهاي و جزئي ِدم ماموت حس شد ، نفسها در سينه حبس بود و جانور مورد نگهداري دقيق قرار گرفت . بعد از پخش شدن اين خبر همه معابد و اماكن ِمقدّس مهمّ ِدنيا آرام آرام و بدون هيچ هماهنگي قبلي مملو از جمعيت شدند ، طوري كه وانيكان حتّي در هنگام ِمراسم تدفين پاپ ژان پل ِدوّم چنين جمعيتي به خود نديده بود و مكّه در پرشورترين دورههاي مراسم حج . هرچند اين اتفاق در كشورهاي شرق ِدور و سرخپوستي نيز تكرار شده بود ، امّا در هیچ تمدّن یا مذهبی ظهور منجی به شکل حیوان ، آن هم یک ماموت متعلق به 150 میلیون سال پیش ، پیش بینی نشده بود .
هر روز كلماتي مثل « siberia - frozen – mammoth »« monster spears edemus. tora, –Britney » پركاربردترين كلمات از سوي موتورهای جستجوگر اینترنتی مهم اعلام مي شدند . هر روز شركتهايي كه خدماتي چون نگهداري و انجماد بدن براي
روزگار آينده را ارائه ميدادند ، اعلام ِموجوديت ميكردند . بهطوري كه به سرعت و بعد از گذشت 15 روز چنان آمار تلفات بر اثر يخزدگي بالا رفت که به سرعت این عمل توسط حکومتها ممنوع اعلام شد . حتّی پیستهاي ورزشی هم از تأثير ِماموت خالي نماندند و خالی شدند . معمولاً خبرگزاریها موضوعی پیدا نمیکردند به جز انتخاب نمودن اسم و تقديم كردن لقب ماموت به قهرمان رشتهی وزنهبرداري . همين .
در اين 15 روز ماموت توانسته بود روي پاهايش بايستد و غذا بخورد ؛ غذايي كه در اين دوره فقط در صحرای گوپی مغولستان یافت میشد : برگهای کلفت و روغنی ِیک نوع درخت – بوته به نام خاشا که تقریباً توسط دلالها کیلویی 12هزار دلار قیمتگذاری شده بود و روزی 75 کبلو گرم مصرف داشت . در آخر 15 روز قرار شد چادر نایلونی را جمع کنند تا محققان بتوانند از حرکت این حیوان در منطقه برفی به چيزهاي علمي ِتازهاي دست یازند . تاكنون هم با ناباوري به اين مطلب رسيده بودند كه بسياري از باكتريهايي كه امروزه تقريباً در بدن ِتمام پستانداران جهان هستند و مشكلي ايجاد نميكنند ، ميتوانند اين ماموت ِغولپيكر را از پا درآورند و حتّي تقريباً مطمئن شده بودند كه برخورد ِشهاب سنگ با زمين شايد دلیل ِتلفات شديد قسمتي از موجودات ِماقبل تاريخ باشد ؛ امّا قطعاً عامل منقرض شدن نسل آنها نبوده و علّت آن ويروسي ذکر شد كه به دليل جهش ژنتيكي به مرور زمان توانسته بود كم خوني يا نارسائي شديد خوني توليد كند و فقط جانوراني با جثهی كوچكتر ميتوانستند از مهلكه جان ِسالم به در ببرند . به همين دليل اندام ِبعضي از آنها فرصت ِاين را پيدا مي كند که در طول حدود 40 تا 50 ميليون سال به شیوهی تکامل ِتدریجی به نوع ِكوچكتري مثل فيل و يا سوسمار بدل شود . اين چكيدهاي از تحقيقات دپارتمان ديرينهشناسي هلند بود .
طي يك ماه اقتصاد روسيه بدون هيچ توجیه ِديگري جز ماموت در رتبهی اوّل دنيا قرار ميگيرد . شركتهاي توليدی ِاسباببازي و عروسك و حتّي اتومبيل و آبجویی باقي نمانده بوندد كه از طرح يا اسم ِماموت بهره نبرده باشند . در آخر ِماه ِدوّم بود كه فيلمي به نام ماموت بر روي پردهی سينماهاي دنيا نمايش داده شد كه با فروش حدود 2ميليارد دلار با اختلاف فاحشي از فيلم قبل از خودش پرفروشترين فيلم تاريخ سينما شناخته شد . اين فيلم داستان ِدانشمندي را روایت میکرد که تصميم به تكثير و شبيهسازي اين گونه ميگيرد و در طول ِفيلم مجبور ميشود با گروههاي مافيايي ِچيني و مسلمان مبارزه كند و دست آخر به کمک همكار مؤنثش موفق به اين كار ميشود و در جزيرهاي سردسيري اقدام به پرورش ماموت ميكند. در واقع قسمتي از اين فيلم يعني تلاش ِابرقدرتها براي شبيهسازي ماموت واقعيّت داشت . در ابتدا فقط 5 كشور صنعتي چنين حقّي را براي خود قائل شدند . امّا با اينكه توانسته بودند انواع و اقسام حيوانات را به روش آزمايشگاهي و فقط با استفاده از سلولهاي بنيادي يا سلول هاي 23 كروموزومي ِجنسي در محیط ِآزمایشگاهی شبیهسازی كنند ، در شبيهسازی ِاين حيوان به مشكل برخورده بودند . اين بود كه تصميم گرفتند اين عمل را از انحصار خارج سازند بلكه بشر شانس بيشتري براي تكثير و حفظ نسل ماموت داشته باشد . در بحبوحهی تلاش ِكشورها و شركتهاي چند مليّتي براي برگرداندن ماموتها به حيات ِوحش طبيعي ، نژادشناسان اسرائيلي فيلهاي جزيرهی ماداگاسكار را شبيهترين موجودات از نظر نقشه ژنوم با اين ماموتها شناختند. بدين ترتيب تعدادي از فيلهاي ماده به صحراي يخبندان ِسيبري آورده شدند كه نصف ِآنها همان روز ِاوّل از سرما تلف گردیدند و اين كاملاً قابل پيشبیني بود . امّا تصوّر اينكه ماموت ِنر ميل به جفتگيري با فيلهاي مادهی ماداگاسكاری داشته باشد ، دانشمندان ِمحافظ ِماموت را به اين عمل واداشت . در واقع تنها نتيجه اين امر اين بود كه فيلهاي جان به در برده از سرماي سيبري از جای خود حركت نميكردند مگربه دلیل فرار از ماموت .
در زماني كه 3 ماه از كشف ميگذشت و هنوز اين ماجرا براي مردم جهان عادي نشده بود ، خبر منفجر شدن آن فسیل ِزنده جامعهی جهانی را شگفتزده كرد . يكي از اعضاي گروهكهاي عراقي توانسته بود خود را به آن برساند و عمليات انتحاري انجام دهد . اين حادثهی اخير باعث شد عكس ِماموت از بين كانديداهايي مانند جاناتان.جي.اچ لوریس برندهی جايزهی نوبل ِادبيات و پريزيد نت ا[. . . ]ژاد براي روي مجلهی Life انتخاب شود . جسد طوري متلاشي شده بود که 2 روز وقت صرف ِجمعآوري ِباقيماندهاش شد . شبكهای ژاپني كه حق ضبط 24 ساعتهی زندگي ِاين حيوان را به مدّتِ ِيك سال خريده بود ، فيلم ِاين حادثه را حدود 200ميليون پوند در حراجي ِكريستالپالاس ِلندن فروخت و به اين ترتيب داستان ِماموت به پايان رسيد . ولي اين كشف خارقالعاده در ذهن ِمردم ِجهان اين تاثير را باقي گذاشت كه معجزه را ديگر امري بعيد نميدانند.
نویدرضا هادوی گرگان 3/11/85
